با سلام خدمت همه دوستان خوب خودم. الآن که دارم این مطلب رو می نویسم، صدای آخرین اذان سال ۱۳۸۶ به گوش می رسه. اصلا اهل بهاریه نوشتن نیستم. یعنی راستشو بخواین الآن حوصله نوشتن چنین نوشته های پراحساسی رو ندارم. به قول سلطان یه جورایی دلم گرفته. تنها چیزی که می تونم بگم اینه که از همه دوستانی که در این یک سال به این وبلاگ بنده سراپا تقصیر سری زدند و احیانا نظری دادند و یا انتقادی کردند، خیلی خیلی متشکرم. بازهم منتظر پیشنهادهای همیشه سازنده شما خواهم بود.

    فرا رسیدن نوروز باستانی، عید ایران و ایرانی، را به همه شما دوستان و سروران خودم تبریک عرض می کنم. امیدوارم در سال جدید در سایه عشق بیکران و جاودان اهورای پاک در سلامتی، شادکامی و موفقیت روزافزون به سر ببرید و به همه آرزوهای تان برسید.

    در پایان این نوشته- به عنوان یک عیدی کوچولو- عکسی از لورل و هاردی بزرگ را در سنین پیری می ذارم. برای خیلی از ما که این دو کمدین معروف بخشی از بهترین لحظه های دوران کودکی و نوجوانی مان بوده اند، قطعا دیدن این عکس کمی ناراحت کننده است (بار اول که این عکس رو دیدم جگرم کباب شد!). اما شاید همین عکس ساده بتونه کمی با حس نوستالژیک ما و امثال ما (که به نظر من یکی از زیباترین حس هایی است که خداوند به ما انسان ها هدیه کرده) بازی کنه. امیدوارم وقتی همه ما به حدود سن و سال این زوج سینمایی دوست داشتنی و فراموش نشدنی در این عکس، می رسیم و به خودمون جرات به خرج می دیم و به پشت سرمون نگاهی می اندازیم، از گذشته خودمون پشیمون و سرافکنده نباشیم.  آرزومندم که چنین باشد.

    همیشه حال و هوای عید و سال جدید رو تا زمان ملکوتی سال تحویل دوست داشته ام و دارم. به نظر من این لحظات خیلی قشنگ تر و به یاد موندنی تر از نخستین روزهای سال نو هست. هوس کردم برم " بوی عیدی" فرهاد کبیر رو گوش بدم. پس تا سال بعد بدرود!  

 

+ نوشته شده توسط امیررضا نوری پرتو در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 18:56 |

 

" حاشیه زیاد، اما متن...! "

 

(سینمای ایران در سالی که گذشت)

 

 

 

     سینمای ایران در سال ۱۳۸۶ شاهد اتفاق های بسیاری بود که بیشتر آنها در حاشیه فیلم ها و نشست ها و جلسه ها و اظهارنظر افراد می گذشت. در واقع به مانند بسیاری از مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی کشور این حاشیه ها بودند که بر ماهیت اصلی و وجودی سینمای ایران سایه افکندند. با این وجود گاه خبرهایی خوشحال کننده نیز در بدنه این سینمای بیمار به گوش می رسید که روزنه های امید را در دل علاقه مندان و پیگیران سینمای ایران زنده می کرد. در این گزارش سعی شده است تا بر وقایع و حاشیه های سینمای ایران در سال جاری مروری اجمالی شود.

 

     ** فروردین ماه : یکه تازی اخراجی ها

     در اولین روز سال جاری خبر رسید که مانی حقیقی برای فیلم کارگران مشغول کارند جایزه بهترین فیلمنامه نویس سال آسیا را در بخش " جایزه فیلم آسیا" در جشنواره فیلم هنگ کنگ از آن خود کرد. خبر دیگر اینکه سمیرا مخملباف و گروه فیلمسازی اش در حال ساخت فیلم "اسب دوپا" در افغانستان در یک حمله تروریستی مورد سوءقصد قرار گرفتند. با اینکه در نیمی از ماه فروردین به دلیل تعطیلی روزهای نوروز باستانی، کمتر شاهد گزارش و تحلیل و خبر هستیم، اما به هر کجا که سر می کشیدیم، در هر محفل و مجلس و مهمانی حرفی از فیلم مسعود ده نمکی- اخراجی ها- زده می شد. مسعود ده نمکی فعال تندرو سیاسی و روزنامه نگار و مستندساز یک دهه اخیر، در جشنواره فجر سال گذشته آن قدر بر سر فیلمش حاشیه سازی کرد که حتی توجه عامه مردم را که میانه چندانی با سینما نداشتند، نیز به خود جلب نمود. ضمن اینکه اخراجی ها با بهره گیری از ستارگان سینمایی و مطرح کردن شوخی هایی که در سینمای ایران کمتر شاهد آن بودیم، توانست خیل عظیم بینندگان را به سالن سینماها بکشاند، به طوری که برخی از سینماها در روزهای عید نوروز چند سانس فوق العاده برای فیلم در نظر گرفتند. با وجود ضعف های آشکار اخراجی ها و حاشیه سازی های گاه بی مورد و اعصاب خردکن سازنده اش، همین که فیلم توانسته بود تماشاگران زیادی را به دنبال خود بکشاند و صف های طویلی در مقابل سینماها ایجاد کند، ، بسیاری از تحلیل گران و کارشناسان سینما را به آینده اقتصادی سینمای ایران امیدوار کرد. یکی دیگر از حاشیه های فروردین ماه اظهار نظرهای تند و امیدوارکننده ایرانی های سراسر کشور و حتی دنیا نسبت به فیلم موهن و احمقانه 300 بود که بار دیگر نشان داد سینما هیچ گاه قدرت جادویی خود را بر توده مردم از دست نمی دهد و ایرانیان نیز در لحظاتی که نیاز به دفاع از کیان و تاریخ و تمدن باستانی خود دارند، تمام اختلافات را کنار می گذارند و یکصدا می شوند. به هر حال ماه فروردین خبرهای مسرت بخش زیادی با خود به همراه داشت و خیلی ها را به یاد ضرب المثل " سالی که نکوست از بهارش پیداست" انداخت. مثلی که شاید در ماههای بعد چندان صدق نمی کرد! جا دارد یادی از هم عزیز رفیعی کنیم؛ یکی از فیلمبرداران بنام سینمای فارسی که چند فیلم هم در بدنه سینمای تجاری آن سالها ساخت و در فروردین ماه در هشتاد و چهار سالگی در غربت جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    

     ** اردیبهشت ماه : سایه سیاه سی دی های قاچاق

     اخراجی ها در عرض یک ماه رکورد فروش آتش بس (تهمینه میلانی)، پرفروش ترین فیلم سینما در سال گذشته و تاریخ سینمای ایران (البته از لحاظ رقم فروش) ، را شکست و سازندگان آن قول دادند که فیلم در تهران به فروش باور نکردنی سه میلیارد تومان دست پیدا خواهد کرد. اما همه پیش بینی ها نقش بر آب شد! باند تکثیر سی دی های قاچاق که مدتی فعالیتش به تکثیر و توزیع غیرمجاز فیلم های شبکه های خانگی محدود شده بود، سی دی های قاچاق اخراجی ها را با بهترین کیفیت و در سطحی وسیع پخش کرد، به طوری که فروش فیلم به شکلی محسوس کاهش یافت و کف فروش آن پایین آمد. البته دامنه این بلا شامل حال مهمان (سعید اسدی)، دیگر فیلم نوروزی، نیز شد و جلوی فروش آن فیلم را نیز گرفت. دیگر اتفاق مهم این ماه برگزاری بیست و یکمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان در همدان بود. در این دوره از جشنواره که نزدیک به یک دهه است دیگر مهمان شهر تاریخی اصفهان نیست و برگزاری آن هم با وقفه هایی انجام شده، بچه های ابدی (پوران درخشنده) و نصف مال من، نصف مال تو (وحید نیکخواه آزاد) جوایز بهترین فیلم را دریافت کردند و کیومرث پوراحمد برای فیلم اتوبوس شب جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. در اواسط این ماه بود که نخستین گردهمایی کارگردانان سینمای ایران از نسل های مختلف با عنوان "شب کارگردانان سینمای ایران" برگزار گردید که با استقبال مثبت و خوبی از سوی کارگردانان و مطبوعات مواجه شد. گویا قرار است سالی یک بار این همایش برگزار شود. ضمن اینکه خون بازی (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب)- که برنامه نوروزی یکی از سرگروههای سینمایی بود و با استقبال نسبی تماشاگران مواجه شد- از لحاظ حجم نقدها و مصاحبه ها، در نشریات نخصصی سینمایی رکورد دار بود و از این منظر حتی از اخراجی ها نیز پیشی گرفت.

 

     ** خرداد ماه : ادامه موج نگران کننده سی دی های قاچاق

     در این ماه خبرهای بسیار بدی در رابطه با قاچاق کپی های فیلم های در حال اکران به گوش می رسید. نقاب (کاظم راست گفتار) ، که سازندگانش در زمان تولید امید بسیاری به فروش آن داشتند و نزدیک به سه سال در محاق توقیف بودن فیلم، لطمه زیادی به پیش بینی های تولیدکنندگان آن زده بود، از تکثیر غیر مجاز سی دی های قاچاق در امان نماند و عملا به پروژه ای شکست خورده تبدیل شد. همچنین وزیر ارشاد در یکی از مصاحبه هایش به طور تلویحی از ساخت و نمایش این فیلم (حتی با حذف صحنه هایی از آن برای نمایش عمومی) ابراز گله مندی کرد. ضمن اینکه سنگ، کاغذ، قیچی (سعید سعیلی) نیز اندکی پس از اکران با همین مشکل روبرو شد و به فروش مورد انتظار تهیه کننده اش نرسید. اما قربانی بزرگ این سرقت فرهنگی شوم قطعا فیلم اگه میتونی منو بگیر (شاهد احمدلو) بود که در روز دوم اکرانش نسخه های غیر مجاز آن در بساط دستفروش ها به وفور یافت شد و فیلمی را که با توجه به حال و هوای فانتزی و کمدی اش می توانست به فروشی مناسب دست پیدا کند، بر زمین زد. خبر مهم این ماه استعفای سیدرضا میر کریمی، فیلمساز نام آشنای این سالهای سینمای ایران،  از سمت مدیر عاملی خانه سینما بود که با پیگیری اصناف گوناگون خانه سینما و به خصوص انجمن منتقدان، دبیر و اعضای هیات مدیره با این استعفا مخالفت کردند و از میرکریمی خواستند که به فعالیت خود ادامه دهد. از دیگر خبرهای جالب توجه این ماه صدور مجوز فیلم سنتوری (داریوش مهرجویی)، البته با حذف صدای محسن چاووشی، بود که خیلی از علاقه مندان و مشتاقان تماشای فیلم را خوشحال کرد، غافل از اینکه سرنوشت ناخوشایندی در انتظار این فیلم بود. بزرگداشت استاد دکتر هوشنگ کاووسی در تالار خانه هنرمندان و عباس گنجوی (تدوینگر برجسته سینمای ایران) در فرهنگسرای هنر و حضور استاد عزت الله انتظامی و سازندگان فیلم مینای شهر خاموش در مراسم گشایش مجتمع آموزشی نمونه یونسکو در شهر بم از اتفاقات خوشایند سینمای ایران در این ماه بود. سه ماهه ابتدای سال از منظر آشتی تلویزیون با سینما فصلی خوب به شمار می آمد. مسوولین شبکه پنج سیما با راه اندازی برنامه "شب شیشه ای" پای بسیاری از ستارگان سینما و کارگردانان مطرح سینما را به این برنامه باز کردند و با طرح سوالاتی جنجالی و البته گاهی سطحی و بازاری سعی کردند تا رونقی به برنامه خود بدهند. ضمن اینکه این برنامه باعث شد تا خیلی از کسانی که علاقه چندانی به پیگیری سینمای ایران نداشتند، جذب معادلات و بحث های روز سینمای کشور شوند.

 

     ** تیرماه : داغ و جنجالی

     در آخرین روزهای خرداد هنرمندان سینما در یک حرکت زیبا و جالب توجه با حضور در موزه سینما به روند قاچاق فیلم ها اعتراض کردند. در ادامه این نشست تعزیه ای نمادین برگزار شد که بسیار مورد توجه اهل سینما  و مطبوعات قرار گرفت. در این نمایش یک قاچاقچی فیلم در لباس شمر به سراغ سینما رفت تا جان او را بگیرد. بازتاب این همایش اعتراض آمیز که با صدور قطعنامه و تهیه طوماری بزرگ به امضای سینماگران کشورمان، به پایان رسید، تا یک هفته بحث داغ محافل سینمایی و مطبوعاتی بود. اما جنجالی ترین خبر این ماه سینما به اعلام آمادگی الیور استون- فیلمساز صاحب نام آمریکایی- برای ساخت مستندی درباره محمود احمدی نژاد مربوط می شد. این خبر با اظهار نظر ها و واکنش های متفاوت مشاورین فرهنگی و هنری رییس جمهور مواجه شد. علیرضا سجادپور به طور ضمنی با ساخت این فیلم موافقت کرد. جواد شمقدری نیز به شرط کسب اجازه برای ساخت فیلمی درباره جرج بوش توسط فیلمسازی ایرانی، با ساخت مستند استون موافقتی ضمنی کرد. اما مهدی کلهر، مشاور رسانه ای رییس جمهور، اظهار داشت با اینکه استون فیلمسازی اپوزیسیون در آمریکا به حساب می آید، اما در آمریکا اپوزیسیون نیز بخشی از شیطان بزرگ است. در اواسط تیرماه در فرهنگسرای هنر و با حضور فیلمسازان صاحب نامی نظیر مسعود کیمیایی و بهروز افخمی از یک عمر فعالیت درخشان نعمت حقیقی در عرصه فیلمبرداری سینمای ایران تقدیر به عمل آمد. همچنین در آخرین روزهای این ماه در همین فرهنگسرا مراسم بزرگداشتی برای کامبوزیا پرتوی- فیلمساز و فیلمنامه نویس حرفه ای سینمای ایران- برگزار شد. علیرضا رضا داد، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، نیز در روز بیست و یکم تیرماه از سمت خود استعفا داد که این کناره گیری بازتاب های گوناگونی در رسانه ها و محافل سینمایی کشور داشت و در مراسم تودیع او که در اوایل ماه بعد انجام شد، مجید شاه حسینی به عنوان جانشین رضا داد برگزیده شد و از زحمات پنجاه و دو ماهه رضا داد تقدیر به عمل آمد. رییس (مسعود کیمیایی) در این ماه بیشترین حجم مطالب و نقدهای سینمایی روزنامه ها و مجلات و نشریات سینمایی را به خود اختصاص داد، با اشاره به این نکته که فیلم نتوانست انتظارات هواداران این فیلمساز صاحب سبک سینمای ایران را برآورده کند. از دیگر نکات قابل اشاره در این ماه فروش قابل توجه و بالاتر از حد انتظار پارک وی (فریدون جیرانی) بود که نشان داد با وجود ضعف ها و مشکلات موجود سینمای ایران، باید به سلیقه ها و ذائقه های گوناگون بینندگان احترام گذاشت تا زخم های پیکره اقتصادی سینما اندکی التیام یابد.

 

     ** مرداد ماه : وزش تندباد خبرهای ناخوشایند

     در ابتدای این ماه و در حالی که بسیاری خود را آماده تماشای سنتوری (داریوش مهرجویی) می کردند، خبر رسید که اکران فیلم بنا به پاره ای از ملاحظات به زمان نامعلومی موکول شده و به جای آن محاکمه (ایرج قادری) به نمایش در می آید. تقریبا تمام صفحات سینمایی روزنامه ها و نشریات تخصصی و غیر تخصصی به علل این ممانعت از اکران پرداختند و دقیقا مشخص نشد که چرا چنین فیلمی که بار هنری کمی نداشت و می توانست به رونق گیشه هم کمک بسیاری کمک کند، بار دیگر در محاق توقیف قرار گرفته است. اما حوادث بسیار تلخی در این ماه جامعه سینمایی را متاثر کرد. مصطفی کرمی، فیلمبردار و فیلمساز جوان، در حین فیلمبرداری یک فیلم کوتاه داستانی به دلیل برخورد دلخراش با سیم های فشار قوی متاسفانه یکی از دستان خود از آرنج و انگشتان یکی از پاهایش را از دست داد (راستی چرا دیگر کسی سراغی از این جوان هنرمند نمی گیرد؟). خبر ناگوار دیگر سقوط پگاه آهنگرانی از ارتفاعی چند متری در حین فیلمبرداری فیلم آتش سبز (محمدرضا اصلانی) بود که باعث شکستگی مهره های کمر این بازیگر جوان و توانمند سینمای ایران و بستری شدن او شد. این دو سانحه مهر تایید دیگری بر امکانات ضعیف و آماتورگونه سینمای به اصطلاح حرفه ای ایران بود که لزوم بررسی کارشناسانه مسوولین فرهنگی کشور را می طلبید. اما متاسفانه پس از خوابیدن تب و تب این دو موضوع دلخراش، تمامی این حرف ها به دست فراموشی سپرده شد و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است! در ادامه روند قابل تقدیر بزرگداشت سینماگران کشور، مراسمی برای فیلمساز برجسته پس از انقلاب- بهروز افخمی- در فرهنگسرای هنر برگزار شد. جا دارد از دو فیلمساز بزرگ تاریخ سینمای جهان- میکل آنجلو آنتونیونی و اینگمار برگمان- نیز یادی کنیم که در این ماه و در فاصله تنها دو روز از هم، به دیار باقی شتافتند و تمامی سینمادوستان دنیا و ایران را متاثر کردند، به طوری که نشریات تخصصی سینمایی و هنری پرونده های قابل توجهی در ستایش از سینمای این دو کارگردان برجسته تاریخ سینما تهیه کردند.

 

     ** شهریور ماه : مثل همیشه فقط جشن خانه سینما !

     دیگر بیش از یک دهه است که برای جامعه سینمایی کشور، نام شهریور ماه معادل جشن بزرگ سینمای ایران است. امسال یازدهمین جشن خانه سینما به سرپرستی پرویز پرستویی برگزار شد و مطبوعات هم با پوشش خبری مناسبی از حدود یک ماه قبل از برگزاری این جشن سالیانه، به استقبال آن رفتند. در این مراسم که همانند همیشه در روز ملی سینما (بیست و یکم شهریور ماه) برگزار شد، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد) جوایز بهترین فیلم و فیلمنامه را از آن خود کرد و رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب برای کارگردانی فیلم خون بازی جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کردند. ضمن اینکه خسرو شکیبایی برای فیلم اتوبوس شب و صابر ابر برای فیلم مینای شهر خاموش به ترتیب جوایز بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به خود اختصاص دادند. باران کوثری برای فیلم خون بازی جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را برد و به سیما تیرانداز برای بازی در فیلم پاداش سکوت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن اهدا شد. همچنین در حرکتی زیبا و قابل تقدیر، از مرحوم رسول ملاقلی پور، استاد فرهاد فخرالدینی، آهنگساز برجسته کشور، استاد علی کسمایی (یکی از بزرگان عرصه درخشان دوبلاژ ایران) و سید محمد بهشتی (نخستین مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی و از سیاست گذاران سینمای پس از انقلاب) در مراسمی جداگانه که پنج روز پیش از برگزاری جشن خانه سینما انجام شد، تقدیر به عمل آمد. از دیگر خبرهای جالب توجه و امیدوار کننده این ماه تاسیس مجموعه بزرگ سینمایی رازی- در خیابان هلال احمر تهران- بود. همچنین مرکز پژوهش های مجلس گزارشی از عملکرد سینمای ایران در زمینه تولید و پخش و اقتصاد در پانزده سال اخیر ارائه داد که رشد منفی در زمینه سرانه سالن و تعداد صندلی سینما نگران کننده اما میزان کمی تولید فیلم های بلند سینمایی و آثار مستند و کوتاه امیدوارکننده بود. همچنین در ادامه مراسم بزرگداشت فیلمسازان ایرانی از یک عمر فعالیت هنری ابراهیم فروزش در آخرین روز مرداد ماه در فرهنگسرای هنر تجلیل به عمل آمد که خبرهای مربوط به آن در روزهای ابتدایی شهریور ماه بر روی خروجی خبرگزاری ها رفت. نکته حائز اهمیت این مراسم سخنرانی کیومرث پوراحمد و عباس کیارستمی در وصف ابراهیم فروزش، از قدیمی های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،  بود.

 

     ** مهرماه : ماه درگذشتگان

     در حالی که در این ماه فعالیت های سینمایی و وضعیت اکران به دلیل تقارن با ماه مبارک رمضان جنب و جوش همیشگی را نداشت و همه جا بحث از مجموعه های تلویزیونی ویژه این ماه بود، خبر درگذشت شش تن از سینماگران قدیمی کشورمان، هر چند روز یکبار به گوش می رسید و جامعه سینمایی و هنری کشور را متاثر می کرد. استاد حمید قنبری (بازیگر تاتر و سینما و رادیو و پیشکسوت دوبله ایران) یکی از این سینماگران بود که نسل های قدیمی خاطرات بسیار خوبی با این بزرگوار داشتند. حمید دلشکیب (بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون) یکی دیگر از این درگذشتگان بود. پری دخت اقبال پور (بازیگر) ، گریگوری مارک (مارکو گریگوریان)- بازیگر سینمای پیش از انقلاب که گویا در شهریور ماه در ارمنستان به رحمت ایزدی پیوسته بود ، حسین مدنی (فیلمساز سینمای فارسی) و سیف الدین کامرانی (موسس اولین استودیو صدابرداری حرفه ای سینمای ایران) از دیگر هنرمندان درگذشته در این ماه بودند. خبر مهم دیگر این ماه، به مانند سال های گذشته،  بحث بر سر انتخاب یک فیلم به عنوان نماینده ایران در اسکار بود که این بار قرعه به نام "میم مثل مادر" (مرحوم رسول ملاقلی پور) افتاد. اظهار نظرها و نقدها پیرامون این انتخاب تا چند روز بحث صفحات سینمایی روزنامه ها و مجلات و سایت های تخصصی بود. خبر دیگر در این ماه ضیافت افطاری تهیه کنندگان سینما با صاحبان صنایع جهت سرمایه گذاری نهادها در فیلم های سینمای ایران بود. انتشار خبر این گردهمایی، بار دیگر تحلیل هایی را درباره شیوه جذب اسپانسر برای فیلم ها (که متاسفانه در سال های اخیر در نهایت بی ظرافتی شاهد آن بوده ایم) برانگیخت. یک خبر جالب توجه نیز در ماه رمضان برای چند روز بحث سایت های اینترنتی بود. گویا در حین نمایش یکی از فیلم های اکران ماه رمضان در آخرین سانس یک سینمای معتبر تهران، تماشاگران دسته دسته سالن را ترک می کنند و از مسوول بوفه سینما می خواهند تا با روشن کردن تلویزیون، به تماشای سریال پرطرفدار میوه ممنوعه (حسن فتحی) بنشینند. خبری که با وجود برخورداری از بار طنز، زنگ خطری برای سازندگان فیلم ها به حساب می آمد که بی توجه به سلیقه و شعور مخاطب تنها برای دل خود و مطرح شدن بیش از اندازه فیلم می سازند و...!  

 

     ** آبان ماه :  جشنواره های گوناگون

     یکی از مهم ترین خبرهای سینمایی و هنری و فرهنگی این ماه برگزاری جشنواره مطبوعات در نیمه آبان ماه بود که برای اولین بار مستقل از نمایشگاه بین المللی کتاب در سالن حجاب تهران برپا شد و البته با استقبال سرد نشریات سینمایی و مخاطبان روبرو گردید. تقریبا مقارن با نمایشگاه مطبوعات، سی و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم رشد نیز آغاز به کار کرد و به مدت یک هفته پذیرای علاقه مندان بود. در این جشنواره عنوان بهترین فیلم به قفل ساز (غلامرضا رمضانی) رسید و سیروس حسن پور برای ساخت فیلم تصمیم کبری جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. جایزه ویژه هیات داوران نیز به فیلم سبیل مردونه (جواد اردکانی) اهدا شد. جشنواره فیلم کوتاه تهران مهم ترین اتفاق سینمایی آبان ماه بود که با استقبال چشمگیر جوانان و علاقه مندان به سینمای تجربی روبرو شد. در این جشنواره گاه فیلم هایی به چشم می خوردند که از ظهور استعدادی جدید در عرصه فیلمسازی و سینما خبر می دادند. این جشنواره با انتخاب برگزیدگان خود در بخش های بین الملل، مسابقه سینمای جوان، بخش مسابقه نگاه ملی، بخش مسابقه ویژه میراث نبوی، جایزه یونیکا و بخش جنبی به کار خود در روز بیست و هفتم آبان ماه خاتمه داد. شب انیمیشن، آخرین بخش از یازدهمین جشن خانه سینما بود که در بیست و پنجم آبان ماه برگزار شد و در آن برگزیدگان این بخش اعلام شدند و همچنین اسفندیار احمدیه (پدر انیمیشن ایران) و استاد نورالدین زرین کلک (از پیشگامان این عرصه) پنجاهمین سالگرد تولد انیمیشن در ایران را اعلام کردند. از درگذشتگان این ماه می توان به فواد نور، چهره سرشناس عرصه تهیه و تولید فیلم و سخنگوی انجمن سینماداران اشاره کرد که  بسیاری از قدیمی های سینمای ایران را واداشت تا در مراسم بزرگداشت او شرکت کنند. خبر درگذشت مهندس مهدی میرصمدزاده نیز در غربت در همین روزها بود که منتشر شد. او که تحصیل کرده دانشگاه معروف ایدک فرانسه بود، با وجود فکرهای داشتن ایده های ناب سینمایی در چنبره سینمای تجاری سال های دور سینمای ایران گرفتار شد و نتوانست توانایی های خود را به مرحله بالفعل برساند. خبر جالب دیگر اینکه وکیل خالد هردانی، هواپیماربایی که اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی کیا فیلمنامه فیلم ارتفاع پست و شخصیت قاسم در آن فیلم را با الهام از زندگی او نوشته بودند، پس از کش و قوس های فراوان توانست در اوایل آبان ماه عفو موکلش را از رییس قوه قضاییه دریافت کند. قطعا فیلم ابراهیم حاتمی کیا نقش مهمی در روند پرونده این متهم بازی کرد. ضمن اینکه حجم زیادی از مطالب صفحات سینمای نشریات روزانه در این ماه به بررسی مجموعه های تلویزیونی ماه مبارک رمضان اختصاص داشت.

 

     ** آذر ماه: حاشیه های فیلم حاتمی کیا و موفقیت قاره ای

     مهم ترین خبری که در آذر ماه بحث داغ رسانه های سینمایی به خصوص سایت های مشهور در این زمینه بود، به اعلام حضور طیف وسیعی از ستارگان پولساز سینمای ایران در جدیدترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا- دعوت- مربوط می شد که واکنش های متناقضی را برانگیخت و با پافشاری برخی از سایت های اینترنتی این مساله شبیه به تیتر نشریات زرد و عامه پسند شد. ضمن اینکه همزمانی انتشار این خبر با پخش مجموعه حلقه سبز که بازخوردهای گوناگونی را به همراه داشت، به تشدید این موضوع به ظاهر کم اهمیت دامن زد. اما خبر خوشحال کننده اینکه در نخستین دوره جشنواره بین المللی "جایزه سینمای آسیا پاسیفیک"، کیومرث پوراحمد برای کارگردانی فیلم اتوبوس شب جایزه بزرگ هیات داوران را از آن خود کرد و به رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب برای فیلم خون بازی جایزه بهترین کارگردانی اهدا شد. ضمن اینکه هومن بهمنش نیز برای فیلمبرداری فیلم آن سه (تقی نعمتی) جایزه بهترین فیلمبردار را به خود اختصاص داد. اهمیت این موفقیت در این بود که بسیاری از رسانه ها و  شبکه های تلویزیونی معتبر دنیا به پوشش خبری این جشنواره دست زدند و بار دیگر نام سینمای ایران که این بار با فیلم های نسبتا آبرومندی (به نسبت فیلم های معمول جشنواره ای) در یک جشنواره معتبر بین المللی شرکت کرده بود، بر سر زبان ها افتاد. در ابتکاری جالب اولین دوره کتاب سال سینمای ایران برگزار شد و برخی از چهره های مشهور عرصه نقد و نگارش و ترجمه بابت آثار قابل توجه شان مورد تقدیر قرار گرفتند که از مهم ترین آنان می توان به هوشنگ گلمکانی- منتقد و نویسنده شناخته شده و برجسته سینما- اشاره کرد که برای کتاب خاطره برانگیز و خواندنی "تنگنا" برنده دیپلم افتخار شد. همچنین از جمال امید و بهزاد رحیمیان به خاطر نگارش کتاب های مرجع تاریخ سینمای ایران و جهان تجلیل شد. خبر درگذشت گرشا رئوفی (بازیگر و کمدین قدیمی سینما) و نیز بهروز جلیلی (بازیگر جوان سینما) از خبرهای ناگوار این ماه سینمای ایران بود. بهروز جلیلی در راه بازگشت به تهران در اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و اصغر شاهوردی- از برجسته ترین صدابرداران سینمای ایران- که همراه جلیلی بود در اثر این تصادف رانندگی به کما رفت. در آخرین روز آبان ماه در فرهنگستان هنر از یک عمر فعالیت درخشان و ارزشمند استاد اکبر عالمی (محقق و مدرس سینما) ، استاد منصور براهیمی (مترجم متون سینمایی) و استاد احمد ضابطی جهرمی (محقق و مدرس سینما) تقدیر شد که خبر آن در روزهای ابتدایی آذرماه در نشریات و رسانه ها اعلام شد.

 

     ** دی ماه : تب و تاب جشنواره

     مطابق معمول هر سال سینماگران در دی ماه فرم های تقاضای حضور در جشنواره را پر کردند و فیلم ها در ماراتنی نفس گیر و البته سوال برانگیز مراحل فنی خود را با سرعت هر چه بیشتر انجام می دادند تا آماده حضور در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر شوند. دومین جشن بازیگری سینما در اواسط دی ماه برگزار شد که در آن از حمیده خیرآبادی به عنوان مادر سینما تجلیل شد. از دیگر تقدیر شدگان این مراسم می توان به هما روستا، گلچهره سجادیه، امین تارخ، داریوش ارجمند و مهدی هاشمی اشاره کرد. سومین جشنواره فیلم کوثر نیز از بیستم تا بیست و سوم آذرماه در مشهد برگزار شد که جایزه بهترین فیلم بلند سینمایی به میم مثل مادر اهدا شد. از دیگر خبرهای قابل اشاره این ماه می توان به تشکیل فدراسیون تهیه کنندگان و دومین سفر ژولیت بینوش، بازیگر مشهور و بین المللی فرانسوی، به ایران اشاره کرد که بازتاب هایی در رسانه های داخلی داشت. اما خبر ناگوار و ناراحت کننده این ماه به درگذشت رسول احدی ، فیلمبردار برجسته این سالهای سینمای ایران، اختصاص داشت که جامعه سینمایی کشور را متاثر کرد.

 

     ** بهمن ماه : همه نگاهها به سمت جشنواره فیلم فجر

     بیش از ربع قرن است که تمامی کسانی که به نوعی با سینما سر و کار دارند، در بهمن ماه به استقبال جشنواره بین المللی فیلم فجر می روند. در روزهای برگزاری این چشن بزرگ سینمایی، خبرهای مربوط به آن، تیتر تمامی روزنامه ها و نشریه ها و رسانه های خبری می شود. اما جشنواره بیست و ششم فیلم فجر یکی از ناامیدکننده ترین دوره های خود را پشت سر گذراند. پنج روز ابتدایی این جشنواره به خاطر تقارن آن با جشنواره فیلم برلین، به فیلم های بخش بین الملل اختصاص داده شد که به دلیل نبود برنامه ریزی های درست و عدم حضور فیلم های چشمگیر و بحث انگیز، نه از سوی منتقدان و نه از طرف تماشاگران، استقبال خوبی به عمل نیامد و همین موضوع سبب شد که نیمی از جشنواره در حالتی از بلاتکلیفی و سردی بگذرد. اما نیمه دوم جشنواره نیز به خاطر ضعف تکنیکی و کیفی فیلم های سینمای ایران که ردپای سیاست گذاری های دوره ای مسوولین فرهنگی کشور در بسیاری از این آثار به راحتی قابل مشاهده بود، تمام امیدها را نقش برآب کرد و گلایه ها و انتقادهای بسیاری از صاحبنظران و اهل قلم را برانگیخت. تنها فیلم های برخی از کارگردانان جوان نظیر تنها دوبار زندگی می کنیم (بهنام بهزادی) و ریسمان باز (مهرشاد کارخانی) بودند که توانستند بخش عمده ای از نظرهای مثبت را به خود اختصاص بدهند و اندک گرمایی به این جشنواره سوت و کور ببخشایند. اما خبر بسیار مسرت بخش این دوره از جشنواره آغاز به کار موقت سینمای بزرگ و خاطره انگیز آزادی بود که در سالن اصلی آن داوران و مردم به تماشای فیلم ها نشستند. جشنواره بیست و ششم فجر با اعلام به همین سادگی (رضا میرکریمی) به عنوان بهترین فیلم و فیلمنامه (شادمهر راستین و رضا میرکریمی) و بهترین بازیگر نقش اول زن (هنگامه قاضیانی) و مجید مجیدی به عنوان بهترین کارگردان به کار خود پایان داد. همچنین امین حیایی برای فیلم شب جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را به خود اختصاص داد و محسن طنابنده برای فیلم اسشتهادی برای خدا و مهتاب نصیرپور برای فیلم فرزند خاک جوایز بهترین بازیگر مکمل مرد و زن را از آن خود کردند. خبر دیگری که همزمان با جشنواره فیلم فجر، نظرها را به سوی خود جلب کرد، درخشش آواز گنجشکها (مجید مجیدی) در جشنواره فیلم برلین بود که در نهایت خرس نقره ای بهترین بازیگر را برای رضا ناجی بازیگر اصلی فیلم به ارمغان آورد. اما خبر مهمی که پس از جشنواره همگان را حیرت زده کرد، پخش گسترده های نسخه های با کیفیت از فیلم سنتوری بود که بسیاری از علاقه مندان فیلم را مجاب کرد تا دیگر قید تماشای فیلم را در سالن های سینما بزنند.

 

    ** اسفند ماه: سنتوری...!

     اسفند ماه فصل مرده اکران سینماهاست و سینماگران هم معمولا در استراحت پس از روزهای طاقت فرسای جشنواره به سر می برند. با این حال بیشترین حجم مطالب را در نشریات سینمایی در روزهای ابتدایی ماه اسفند نقد فیلم های جشنواره فجر و گزارش جلسه های مطبوعاتی اشغال کرده بود. ضمن اینکه دستگیری عامل اصلی پخش کننده نسخه قاچاق فیلم سنتوری نیز تیتر اصلی نشریات سینمایی شد و اعلام گردید که تعدادی از نسخه های قاچاق این فیلم نیز ضبط و معدوم شده است. با این حال کپی های فیلم میان مردم دست به دست می گشت و شنیده ها حاکی از آن است که این نسخه قاچاق از فیلمی که در جشنواره سال گذشته برای مردم و منتقدان به نمایش درآمد، کامل تر می باشد! تهیه کنندگان سنتوری، وزارت ارشاد را که فیلم چند ماه در آنجا برای اخذ پروانه نمایش و رفع اصلاحیه ها بایگانی بود مسوول تکثیر فیلم می دانند و مسوولین وزارت ارشاد نیز اهمال تهیه کنندگان سنتوری را برای ارسال نسخه های فیلم جهت شرکت در جشنواره های خارجی عامل اصلی این توزیع غیرقانونی معرفی می کنند. به هر حال با اظهارنظر قاطعانه وزیر ارشاد که سنتوری از ابتدا نیز نباید ساخته و پخش می شد، اندک امیدی که برای اکران سنتوری در عید نوروز جهت کمک مالی و معنوی به صاحبان آن وجود داشت، از میان رفت. نکته جالب توجه اینکه به ابتکار یک روزنامه سرشناس، شماره حساب داریوش مهرجویی و فراز فرازمند، تهیه کنندگان فیلم، اعلام شد تا کسانی که نسخه های قاچاق سنتوری را دیده اند، به میل خود پولی به حساب یاد شده واریز کنند. ضمن اینکه داریوش مهرجویی اعلام کرد نیازی به این پول ها ندارد و تمامی این مبلغ جمع شده (که تا هفته گذشته از مرز ده میلیون تومان گذشته) صرف امور خیریه خواهد شد. فیلم های اکران نوروزی سینماها نیز از اواسط اسفندماه بحث نشریات و رسانه های سینمایی شد. با اینکه تعدادی از فیلم های در نظر گرفته شده برای نمایش در نوروز87 موفق به دریافت پروانه نمایش شده اند، اما جابجایی برنامه اکران و گمانه زنی ها همچنان ادامه دارد و فعلا نمی توان در مورد آن اظهارنظری قطعی کرد.

 

     سال ۱۳۸۶ روزهای پایانی خود را سپری می کند و عملا پرونده سینمای ایران در این سال بسته شده است. سالی که می رفت نوید بخش خبرهایی خوب برای سینمای کشورمان باشد، اما در ادامه این حاشیه ها بودند که پیروز و یکه تاز گزارش ها و خبرها و تحلیل ها شدند و سینمای ایران، که یکی از معدود سندهای فرهنگی و هنری قابل اتکای ایران زمین است، همچنان با مشکلات کوچک و بزرگ دست و پنجه نرم می کند و کسی نتوانسته است باری از دوش این سینمای رنجور و نیازمند بردارد. به امید اینکه سال آینده، روزهای خوبی برای سینمای کشورمان به همراه داشته باشد.
+ نوشته شده توسط امیررضا نوری پرتو در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 12:6 |
با سلام خدمت همه ی دوستان و سروران عزیز خودم. ممنون از اظهار نظرها و انتقادات همیشه سازنده ی شما و ابراز لطف بی کران تان در زمان جشنواره و پس از آن نسبت به بنده و گزارش های جشنواره ام. می دانم که کمی دیر شده! اما بهترین های جشنواره ی امسال را از نظر خودم اعلام می کنم. هر چند که در برهوت فیلم های خوب و قابل تامل و لااقل قابل تحمل (!!) در جشنواره امسال برخی از این انتخاب ها با اندکی اغماض صورت گرفته است. 

 

 

"برترین های جشنواره ی بیست و ششم فجر"

 

 

 

 

     *** بهترین فیلم : 1- تنها دو بار زندگی می کنیم / 2-.... / 3- ریسمان باز

    

     *** بهترین کارگردان : 1- بهنام بهزادی (تنها دوبار زندگی می کنیم)/ 2- مهرشاد کارخانی (ریسمان باز)/ 3- مانی حقیقی (کنعان)/و: رضا میرکریمی (به همین سادگی)

 

     *** بهترین فیلمنامه : 1- تنها دوبار زندگی می کنیم (بهنام بهزادی)  / 2- .../ 3- ریسمان باز (مهرشاد کارخانی و بابک پناهی) / و : به همین سادگی (شادمهر راستین- رضا میرکریمی)- دیوار (محمدعلی طالبی)

 

    *** بهترین فیلمبرداری : 1- بایرام فضلی (تنها دوبار زندگی می کنیم) / 2- تورج منصوری (آواز گنجشک ها) / 3- علیرضا زرین دست (فرزند خاک)/ و: فرشاد محمدی (ریسمان باز)- نادر معصومی (باد در علفزار می پیچد)- حسین جعفریان (دیوار)

 

     *** بهترین تدوین : 1- حمیدرضا لوافی و بهنام بهزادی (تنها دو بار زندگی می کنیم) / 2- حسن حسن دوست (دیوار) / 3- شهرزاد پویا (ریسمان باز)

 

     *** بهترین موسیقی : 1-حسین علیزاده (تنها دوبار زندگی می کنیم- آواز گنجشک ها)/ 2- آریا عظیمی نژاد (همیشه پای یک زن در میان است)/ 3-.../ و: کریستف رضاعی (کنعان)

 

     *** بهترین بازیگر نقش اول مرد: 1- علیرضا آقاخانی (تنها دوبار زندگی می کنیم)/ 2- جمشید هاشم پور (استشهادی برای خدا) / 3- پژمان بازغی (ریسمان باز)/ و: رضا ناجی (آواز گنجشک ها)- محمدرضا فروتن (کنعان)- حسین یاری (کتونی سفید)

 

     *** بهترین بازیگر نقش اول زن: 1-ترانه علیدوستی (کنعان)/ 2- نگار جواهریان (تنها دوبار زندگی می کنیم)/ 3- هنگامه قاضیانی (به همین سادگی)/ و: گلشیفته فراهانی (دیوار)- شبنم مقدمی (فرزند خاک)

 

     *** بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: 1- بابک حمیدیان (ریسمان باز)/ 2- حامد بهداد (حس پنهان)/ 3- رضا کیانیان (همیشه پای یک زن در میان است)/و : رامین راستاد (تنها دو بار زندگی می کنیم)

 

     *** بهترین بازیگر نقش مکمل زن: 1- مهتاب نصیرپور (فرزند خاک)/ 2- افسانه بایگان (کنعان)/ 3- .../ و: نیره فراهانی (به همین سادگی)

 

     *** بهترین طراحی صحنه : 1- شیوا رشیدیان (به همین سادگی)/ 2- ایرج رامین فر (پرچم های قلعه کاوه)/ 3- ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی (آتش سبز)/ و: امیر اثباتی (کنعان)- منصوره یزدان جو (تنها دوبار زندگی می کنیم)

 

     *** بهترین طراحی لباس: 1- ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی (آتش سبز) 2-..../ 3-ایرج رامین فر (پرچم های قلعه کاوه)

 

     *** بهترین چهره پردازی: 1- سودابه خسروی (کنعان)/ 2- مجید اسکندری (همیشه پای یک زن در میان است)

 

     *** بهترین صدابرداری:  1- یدالله نجفی (تنها دو بار زندگی می کنیم)/ 2- یدالله نجفی (آواز گنجشک ها)/ 3- علیرضا علویان (ریسمان باز)  : البته با صدای وحشتناک بلندگوهای سینما صحرا نمی توان انتخابی درست و قطعی انجام داد.

 

     *** بهترین صداگذاری: 1- امیرحسین قاسمی (تنها دو بار زندگی می کنیم)/ 2-محمدرضا دلپاک (آواز گنجشک ها)

 

     *** بهترین بازیگر کودک و نوجوان: 1- دختر و پسر خردسال فیلم "به همین سادگی" / 2- ارسلان قاسمی (جعبه موسیقی)/ 3- کودکان فیلم " آواز گنجشک ها"

 

     *** بهترین فیلم بخش بین الملل: 1- دوازده (نیکیتا میخالکوف): به خاطر بسیاری از لحظات نفس گیرش و انطباق هوشمندانه ی داستانی آمریکایی با حال و هوا و فضای جامعه و آدم های معاصر روسیه/2-..../3- غیرقابل انتشار (برایان دی پالما)/ و: الکساندرا (الکساندر سوکوروف): به خاطر برخی لحظات انسانی اش- با این توضیح که چوپان خوب (رابرت دنیرو) را ندیدم.

 

     *** انتخاب ویژه:

     1- مینی بوس فیلم "تنها دوبار زندگی می کنیم"

     2- تیتراژ ابتدا و پایانی فیلم "همیشه پای یک زن در میان است"

     3- خمیازه ها و چرت زدن های تماشاگران در هنگام تماشای فیلم های آتش سبز و خواب زمستانی و فیلم ترکیه ای تخم مرغ (که برنده جایزه بهترین کارگردانی و دستاوردهای فنی و هنری از بخش بین الملل جشنواره شد!!!)

     4- تابلوی "ما برای فصل کردن آمدیم" در دفتر وکیل جاهد (مهران مدیری) در فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" و البته خود مهران مدیری که شخصیت و نوع بازی اش یادآور کاراکترهای جذاب و ماندگار پدر فرهاد در مجموعه پاورچین و شیرفرهاد در سریال شبهای برره بود!

     5- حجت الله قزوینی داداشی در فیلم انتهای زمین (ابوالفضل صفاری)

 

+ نوشته شده توسط امیررضا نوری پرتو در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 17:21 |