با سلام خدمت همه دوستان خوب خودم. دیروز (۴/۶/۱۳۸۶) مقاله ای در رابطه با وضعیت فروش فیلم ها در شش ماه نخست سال در روزنامه حیات نو نوشتم که در ذیل آمده است. به جز تغییر برخی از تیترها مقاله بدون جرح و تعدیل در رونامه به چاپ رسیده است. امیدوارم که این نوشته ناچیز نظر شما اساتید گرانقدر را جلب کند.
گزارش اکران شش ماهه اول سال سینمای ایران
بخش اول : فصل بهار
" سی دی های قاچاق،بلای جان سینما"
اکران فیلم های امسال با رکورد شکنی فیلم اخراجی ها (مسعود ده نمکی) شروع شد . اخراجی ها با بهره گیری از جنجال ها و حاشیه های فرامتنی اش در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر، اکران خود را از نیمة اسفند سال گذشته آغاز کرد و با گذشتن از مرز یک میلیارد تومان فروش در تهران رکورد پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران را (البته از نظر رقم فروش و نه از لحاظ تعداد بیننده) که متعلق به فیلم آتش بس بود شکست و با وجود ضعف های آشکار در محتوا و ساختارش، این امید را در دل کارشناسان و اهل فن سینما زنده کرد که این اثر نه چندان پربار مسعود ده نمکی فتح بابی در جهت کشاندن تماشاگران به سالن های سوت و کور سینما باشد تا به مرور مشکلات و دغدغه های اقتصادی فیلم ها در زمان اکران تا حد بسیاری رفع شود و تولید کنندگان آثار سینمایی با طیب خاطر به ساخت طرحهای خود دست بزنند و چرخ کهنه و معیوب سینمای ایران به مانند سال های دور به خوبی به گردش در بیاید. اما این امید خیلی زود به یاس مبدل شد. سی دی های قاچاق فیلم، در شکلی گسترده و تعجب برانگیز و با بهترین کیفیت، در سراسر کشور انتشار یافت و فروش روزانه اخراجی ها به نحو محسوسی کاهش یافت. این معضل، گریبانگیر جدیدترین محصول دفتر پویا فیلم، مهمان (سعید اسدی)، را نیز گرفت. فروش فیلم، که بازسازی فیلمفارسی قدیمی و موفقی (عروس فرنگی) بود و اکرانش را به مانند اخراجی ها از نیمه دوم اسفند ماه آغاز کرده بود، سیر نزولی به خود گرفت و نتوانست انتظارات تهیه کنندگان فیلم را که در ساخت آثار عامه پسند و مناسب با جریانات روز شهرت خاصی دارند، برآورده کند. با پایین آمدن کف فروش این دو فیلم، سینماها مجبور به تعویض زود هنگام آنها شدند. اما قابل تامل ترین فیلم اکران نوروزی، خون بازی (رخشان بنی اعتماد) بود که با فروش آبرومندش نشان داد که با خرج کردن کمی وسواس، دقت و حوصله در هنگام تولید یک فیلم و نیز پرهیز از کلیشه های نخ نما شده و دافعه برانگیز می توان مخاطبان را راضی کرد تا در این وانفسای مشکلات اقتصادی، برای تماشای فیلمی بلیت بخرند و قدم به سالن های نمایش فیلم بگذارند. البته سوای تقدیرها و توجهاتی که از سوی داوران جشنوارة فیلم شهر و فجر و اغلب منتقدان و نویسندگان سینمایی نثار خون بازی و سازنده اش شد، فیلم را در کارنامه رخشان بنی اعتماد، باید اثری متوسط خواند. نگاه واقع گرا و مستندگونه فیلمساز به مقوله پدیده زشت و نابهنجار اعتیاد که به لطف ساختار بدیع فیلم و بازی درخشان باران کوثری می توانست تکان دهنده و به یاد ماندنی از کار در آید، در زیر سایة سنگین دیدگاه متعهدانه و آمیخته به پیام و شعار بنی اعتماد رنگ باخت و فیلم را از بدل شدن به اثری درخشان باز داشت. خون بازی در اواسط اردیبهشت با فروشی نزدیک به دویست و پنجاه میلیون تومان از برنامه اکران اصلی سینماها خارج شد. اما مهجورترین و کم فروش ترین فیلم نوروزی امسال، شب بخیر فرمانده (انسیه شاه حسینی) بودکه به لطف تهیه کننده اش (حوزة هنری) شش هفته بر پردة سینماها باقی ماند و با توجه به ناهمگونی فضای جنگی اش با ایام تعطیلات نوروزی و عدم استفاده از ستاره های گیشه پسند و داستانی جذاب، فروش اندکی نزدیک به هشت میلیون تومان داشت.
موج سی دی های قاچاق برخی از فیلم های نوبت دوم اکران بهار را در امان نگذاشت و تولید کنندگان آثار سینمای ایران را به تکاپو انداخت تا با این جریان مافیایی و مشکوک به مقابله برخیزند و متوسل به مراجع ذی صلاح قانونی شوند. با این وجود فیلمی مثل سنگ، کاغذ، قیچی (سعید سهیلی) که با پشتوانه داستان مهیج اش و استفاده از برخی چهره های مشهور می توانست به اثری پرفروش بدل شود، از همین ناحیه لطمه سنگینی خورد و با فروش نه چندان رضایتبخش صد و ده میلیون تومان از پردة سینماها کنار رفت. اما بیشترین ضرر را از توزیع بی رویة سی دی های قاچاق، فیلم اگه می تونی منو بگیر (شاهد احمدلو) متحمل شد. در دومین روز اکران فیلم سی دی قاچاق آن در بازار دست به دست چرخید و به نوعی فیلم را که فارغ از ضعف های آشکارش، به دلیل بهره مندی از مضمونی کمیک و ستارگان مشهور عرصه کمدی های شبانة تلویزیونی، قابلیت دستیابی به فروشی بالا را داشت، از پا در آورد. فروش شصت و پنج میلیون تومانی فیلم با پیش بینی کارشناسان اقتصادی سینمای ایران، زمین تا آسمان فاصله داشت. نقاب (کاظم راست گفتار) را نیز می توان یکی از قربانیان بزرگ شبکه زیر زمینی قاچاق فیلم ها نامید. سازندگان نقاب در زمان تولید آن مدعی بودند که فیلم رکورد فروش را جابجا خواهد کرد، اما این ساخته کاظم راست گفتار به دلیل وارد شدن در موضوعی ملتهب و حساس برانگیز سه سال در محاق توقیف قرار داشت و در اردیبهشت امسال و پس از جرح و تعدیل هایی به جای اخراجی ها به روی پرده رفت. فیلم در ابتدا فروش مناسبی را پشت سر گذاشت، اما پخش غیرقانونی آن در قالب سی دی های ارزان قیمت، امید سازندگان این اثر را برای جابجایی رکورد فروش کمرنگ کرد. نکتة جالب در این میان تفاوت پایان دو فیلم در دو نسخة سینمایی و قاچاق آن بود که تعجب همگان را برانگیخت. فیلم از سوی برخی نهادهای دولتی و مذهبی به خاطر نوع محتوایش به شدت مورد انتقاد قرار گرفت که حتی دامنه این بحث ها به اظهار نظرهای وزیر ارشاد و معاون سینمایی او نیز کشیده شد و همین موضوع سبب شد که فیلم زودتر از موعد مقرر و با فروشی نزدیک به دویست میلیون تومان پردة سینماها را ترک کند. فیلم قلقلک (مسعود نوابی) که از برخی چهره های محبوب تلویزیونی و داستان کلیشه ای و ابدی ژانر کمدی (جابجایی آدمها) بهره مند بود، جزء امیدهای اصلی فروش در فصل بهار به شمار می رفت. اما با وجود استفاده از تیزرهای تلویزیونی و فرار از تیررس شبکه های قاچاق فیلم ها، کارکردی معمولی در گیشه داشت و در هفت هفته اکران تنها توانست کمی بیش از صد و پنجاه میلیون تومان بفروشد. ابراهیم شیبانی ، کارگردان جوان سینما که فیلم اولش، زهر عسل، با وجود بی اعتنایی منتقدان پاسخی خوب در گیشه گرفت، این بار با فیلم صحنه جرم ورود ممنوع، وضعیتی عکس را تجربه کرد. فیلم به لطف بازی همیشه چشمگیر حمید فرخ نژاد و ارائه یک شخصیت پلیس خوب و دوست داشتنی ایرانی نظر مساعد و نسبی نویسندگان سینمایی مطبوعات را به همراه داشت، اما در گیشه با کسب فروش بیش از پنجاه میلیون تومان با شکستی سخت روبرو شد. آرامش در میان مردگان اولین ساخته منتقد و نویسندة سینمایی، مهرداد فرید، در گروه سینماهای آزاد به روی پرده رفت و با وجود بهره گیری از تبلیغات تلویزیونی، به خاطر موضوع نه چندان جذاب آن برای تماشاگر عام و اکران در زمان امتحانات مدارس فروش ضعیف دوازده میلیون را تجربه کرد. آخرین فیلم اکران بهار امسال، فیلم عجیب و گمنام دنیای آینده (احمدرضا جغتایی) بود که چند سال از ساخت آن می گذشت و کارگردانش ادعا دارد که پیش از انقلاب چند فیلم شخصی در گونة سینمای علمی تخیلی ساخته است. فیلم در تعداد محدودی سینما به نمایش در آمد و نه توجهی را جلب کرد و نه با فروش ضعیف دو میلیون و پانصد هزار ریال از منظر تجاری حرفی برای گفتن داشت.
همان طور که در این گزارش مشاهد شد، با وجود تنوع اغلب فیلم ها از لحاظ مضمون و میزان جذابیت بالقوه شان، به جز فروش خیره کنندة اخراجی ها، باقی فیلم ها از منظر جذب بیننده نتوانستند انتظارات را برآورده کنند و کارشناسان خوشبینی را که پس از فروش بالای اخراجی ها، ضرب المثل "سالی که نکوست از بهارش پیداست" را زمزمه می کردند، به سکوت واداشتند.
بخش دوم : فصل تابستان
" تقابل ترس و خنده"
اکران تابستانی سینمای ایران، از دیرباز رونق خاصی داشته است. به دلیل اتمام امتحانات مدارس و کنکور، میزان کمی بینندگان به شکلی طبیعی افزایش می یابد و همین امر سبب می شود تا بسیاری از تهیه کنندگان برای نمایش آثار خود در سه ماهه تابستان در تکاپو باشند. اما امسال قضیه کمی متفاوت بود. رواج گسترده عرضه غیرقانونی فیلم های روی پرده در بساط دستفروشی ها و برخی از فروشگاههای توزیع فیلم های شبکة نمایش خانگی، ریسک نابودی سرمایة هزینه شده را در دل تهیه کنندگانی که حاضر به اکران فیلم هایشان شده بودند، قوت بخشیده بود. اما با اقدام به موقع اتحادیه تهیه کنندگان و همکاری قابل توجه مراجع انتظامی و قضایی با خانه سینما، خوشبختانه این نگرانی بر طرف شد و فیلم های اکران تابستان از خطر به سرقت رفتن مصون ماندند. به هر حال با اکران سه فیلم کمدی در سه هفته اخیر به نظر می رسد که نمایش فیلم ها تا دهه آخر شهریور ماه که مقارن با ماه مبارک رمضان است، ادامه داشته باشد و به احتمال فراوان فیلم جدیدی در پرونده اکران تابستان جای نخواهد گرفت.
پارک وی از اولین فیلم های اکران تابستان بود که نمایش خود را از هفته های پایانی خرداد ماه آغاز کرد. این ساخته فریدون جیرانی که همواره به مضمون های تعلیقی و شخصیت های نمونه ای و خاص در این نوع سینما علاقة وافری دارد، در ژانر وحشت و دلهره جای می گیرد و حتی در تیزرها و بیلبوردهای آن اعلام شده بود که فیلم مناسب سنین زیر شانزده سال نیست. این هشدار کارکردی تبلیغی برای فیلم داشت و پای تماشاگران کنجکاو را به سالن های نمایش فیلم باز کرد. بینندگان فیلم به دو دستة کاملا متمایز مخالف و موافق تقسیم می شدند، اما همان کسانی که هم مخالف فیلم بودند به تکنیک بالای ساختار فیلم اذعان داشتند. با وجود آنکه فیلمنامه پارک وی از لحاظ منطق روایی به شدت می لنگید، اما باید به هر حال جسارت سازندگان اثر را در وارد شدن به حیطه هایی از ژانر وحشت که پیش از این کمتر در سینمای ایران شاهد بوده ایم، مورد تقدیر قرار داد. ژانر وحشت یکی از پرطرفدارترین گونه های سینمایی در سراسر دنیاست که متاسفانه در ایران به دلیل فقر امکانات و دانش سینمایی کمتر به آن پرداخته شده است و شاید پارک وی بتواند مسیری را در این نوع سینما جهت تولید آثاری بهتر و تماشاگر پسندتر و با در نظر گرفتن معیارهای ایرانی بگشاید. پارک وی که این روزها تنها در چند سینمای محدود به اکران خود ادامه می دهد، به فروش چهارصد میلیون تومان نزدیک می شود و تا به اینجا پس از اخراجی ها پرفروشترین فیلم سال لقب گرفته است. روز سوم (محمدحسین لطیفی) که در ژانر دفاع مقدس جای می گیرد، در جشنوارة فیلم فجر گذشته موفق به کسب چند جایزه مهم شد. فیلم به لطف ایده داستانی جذابش و نیز شناخت و تسلط لطیفی در استفاده به جا از مولفه های تماشاگرپسند، موفق شد که از لحاظ میزان کارکرد در گیشه فروشی قابل قبول داشته باشد و از مرز سیصد میلیون تومان عبور کند. با این وجود در زمان برگزاری جشنواره فجر، اهل فن میزان فروش روز سوم را در حدی بالاتر از مبلغ یاد شده تخمین می زدند. مسعود کیمیایی آن قدر در میان سینمادوستان ایرانی هوادار پر و پا قرص دارد تا خیالش از تضمین فروشی آبرومند برای آثارش آسوده باشد. رییس، آخرین ساخته او نیز از این قاعده مستثنی نیست. فیلم با وجود سردرگمی در روایت و نوع تعریف کاراکترها برای تماشاگر، مرز فروش آبرومند دویست و هفتاد میلیون تومان را توانست پشت سر بگذارد. البته سود حاصل از این فروش در مقایسه با میزان خرج این فیلم پر ستاره، شاید رقمی ناچیز و ناامید کننده باشد. فروش بالای اخراجی ها، تهیه کننده فیلم پیک نیک در میدان جنگ (سید رحیم حسینی) را واداشت تا فیلمش را که چند سالی از ساخت و اکران آن در جشنواره فجر می گذشت، به روی پرده ببرد. فیلم با ایجاد موقعیت هایی طنزآلود در فضایی جنگی سعی داشت تا موفقیت فیلم لیلی با من است را تکرار کند که فروش چهل میلیونی آن نافی این اندیشة خوش بینانه بود. فیلم سنتوری با تمام حواشی پر سر و صدایی که از زمان تولید به همراه داشت و نیز بهره مندی از نام داریوش مهرجویی به عنوان سازنده اثر، که خیل عظیم مشتاقان فیلم هایش همواره تضمینی مناسب برای فروشی بالا به حساب می آیند، یکی از امیدهای اصلی رکوردشکنی در فروش به حساب می آمد. فیلم با تمام کش و قوس های فراوان موفق شد که در خرداد ماه پروانة نمایش را کسب کند، اما درست سه روز مانده به اکران فیلم، شورای نمایش در حالی که فیلم تبلیغات وسیع خود را آغاز کرده بود، سد راه اکران سنتوری شد و بار دیگر هواداران مهرجویی را در انتظاری طولانی مدت باقی گذاشت. چند روز پس از آن، وزیر ارشاد نیز با بیان اینکه سنتوری غیرقابل نمایش است، بر پروانه نمایش صادر شده برای فیلم خط بطلانی کشید و نظرات و انتقادات فراوانی را در محافل سینمایی برانگیخت. محاکمه، آخرین ساخته ایرج قادری، در حالی به جای سنتوری به روی پرده رفت که هیچ یک از مواد تبلیغاتی آن آماده نبود. محاکمه همان مولفه های آشنای فیلم های قادری را به همراه دارد که این بار قادری به عنوان بازیگر نقش نخست نبض فیلم را در دست گرفته است و به عنوان قهرمان یکه بزن داستان خودنمایی می کند. با وجود حضور ایرج قادری و جمعی از بازیگران محبوب سینما در این فیلم و استفاده از داستانی عامه پسند، محاکمه تاکنون فروش متوسطی داشته است و انتظارات را برآورده نکره است. پیش بینی می شود این اثر قادری تا پایان تابستان در حدود دویست و پنجاه میلیون تومان بفروشد. گرداب (حسن هدایت) فیلمی که در گروه سینماهای خاص به روی پرده رفت، با استفاده از داستانی به همین نام نوشته صادق هدایت ساخته شده است و پیش بینی می شد که در جذب علاقه مندان به این نویسنده بزرگ موفق باشد، اما چنین نشد و فیلم با فروشی در حد دوازده میلیون تومان سینماها را ترک کرد. نصف مال من، نصف مال تو (وحید نیکخواه آزاد) فیلمی کمدی و شاد برای کودکان و بزرگسالان است که از اواسط مرداد و یک هفته پس از محاکمه به روی پرده رفته است و با توجه به مضمون کلیشه ای اما همیشه جذابش (دردسرهای مردی دو زنه) فروشی قابل قبول داشته است. به نظر می رسد که تا ابتدای ماه مبارک رمضان، نصف مال من، نصف مال تو ، فیلم پارک وی را پشت سر بگذارد و پس از اخراجی ها، دومین فیلم پرفروش سال لقب بگیرد. احمدرضا معتمدی پس از ساخت دو فیلم فلسفی و یک اثر اجتماعی، قاعده بازی را در سبک کمدی های بزن و بکوب ساخته است که با توجه به حضور بی شمار و چشمگیر ستارگان سینما در آن، انتظار فروشی بالا برای آن می رفت که تا به حال نیز این امر میسر شده است. پیش بینی می شود که این ساختة معتمدی در جدول فروش پس از فیلم نصف مال من، نصف مال تو جای بگیرد. پاداش سکوت، سومین اثر مازیار میری، از روی داستان کوتاه "من قاتل پسرتان هستم" نوشتة احمد دهقان، ساخته شده است. با توجه به مضمون پاداش سکوت و تعداد کم سینماهای نمایش دهنده آن، فروش نزدیک به صد و ده میلیون تومانی فیلم قابل قبول به نظر می رسد. کلاهی برای باران (مسعود نوابی) آخرین فیلم کمدی تابستان است که از هفته قبل به روی پرده رفته است و با عنایت به استفاده سازندگان اثر از بازیگران عرصه طنز تلویزیون انتظار فروشی بالا برای آن می رود. امری که با بررسی توفیق تجاری فیلم در هفتة اول نمایش آن به نظر چندان دور از دسترس نمی رسد.
همان طور که در ابتدا نیز اشاره شد، فیلم هایی که هم اکنون بر روی پرده سینماهای تهران در حال نمایش هستند، تا انتهای شهریور ماه به اکران خود ادامه خواهند داد و حتی بعید است در این فاصله فیلمی در گروه سینماهای خاص به جای پاداش سکوت به نمایش در آید. با بررسی اجمالی فروش فیلم های اکران شده در تابستان امسال، بار دیگر شاهد اقبال فیلم های کمدی نزد عموم تماشاگران بوده ایم و می توان اذعان داشت که آثار به نمایش در آمده در گونه های دیگر قدرت مقابله در گیشه را با این قبیل محصولات سینمایی ندارند. شاید تنها حریف جدی این نوع آثار را در تابستان امسال بتوان فیلم پارک وی دانست که البته به احتمال فراوان جای خود را در جدول فروش به یکی از این فیلم ها خواهد داد.
-------------------------------------------------------------
همانند همیشه بنده را از انتقادها و اظهار نظرهای خوب و راهنمایتان محروم نفرمایید. در پناه عشق بیکران اهورای پاک باشید.
+ نوشته شده توسط امیررضا نوری پرتو در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت
10:15 |